مجله اکتاواز

یادگیری گیتار پاپ یا کلاسیک؛ کدام مسیر برای آهنگ‌های دلخواه شما مناسب است؟

گیتار پاپ و کلاسیک را با نام ساز یکی نگیرید. این راهنما مهارت‌های ماه نخست، شیوهٔ تمرین، نت‌خوانی، آکورد و قطعهٔ دلخواه را کنار هم می‌گذارد تا مسیر آموزش را انتخاب کنید.

تهیه و ویرایش: اکتاواز۲۶ دقیقه مطالعه
گیتار کلاسیک و گیتار آکوستیک در اتاق تمرین برای مقایسهٔ مسیر یادگیری

اگر بین یادگیری گیتار پاپ یا کلاسیک مردد هستید، به قطعه‌ای فکر کنید که دوست دارید سه ماه دیگر با دست خود اجرا کنید. اگر بیشتر می‌خواهید آواز را با آکورد و ریتم همراهی کنید، مسیر پاپ احتمالاً به هدف نزدیک‌تر است. اگر می‌خواهید قطعهٔ نوشته‌شده را با دقتِ نت، جمله‌بندی و صدادهیِ چند خط موسیقی اجرا کنید، مسیر کلاسیک را بررسی کنید. این دو برچسب دربارهٔ هدف و شیوهٔ آموزش هستند؛ به‌تنهایی نمی‌گویند گیتارِ شما از چه جنسی است. یک سازِ سیم نایلون می‌تواند در تمرین آغازین هر دو مسیر به کار بیاید، هرچند در ادامه انتخاب ساز، رنگ صدا و تکنیکِ مورد نیاز به هدفِ مشخص بستگی دارد.

قرار نیست پیش از نخستین تمرین، همهٔ سبک‌های موسیقی را بشناسید. همین کافی است که سه نمونهٔ شنیداریِ دلخواه نام ببرید و نقش گیتار را در آنها تشخیص دهید: آیا ساز ضرب و آکورد را زیرِ آواز نگه می‌دارد، یا ملودی و همراهی را به‌تنهایی روایت می‌کند؟ آیا از نواختن در جمع و عوض کردن آکوردها لذت می‌برید، یا نشستن و پرداختن به جزئیاتِ یک قطعهٔ بی‌کلام برایتان جذاب‌تر است؟ پاسخِ شما می‌تواند در آینده تغییر کند؛ انتخابِ مسیرِ نخست، ممنوعیتِ آموختنِ مسیرِ دوم نیست.

در این مقاله، «پاپ» را مسیر آموزشیِ متمرکز بر همراهیِ ترانه، آکورد، ریتم و کاربردهای نزدیک به آن می‌نامیم و «کلاسیک» را مسیرِ متمرکز بر تکنیکِ دست‌ها، نت‌خوانی و رپرتوارِ نوشته‌شده. این تعریف برای تصمیمِ مبتدی کاربردی است، ولی مرزِ خشکِ هنری نیست. گیتاریست پاپ ممکن است نت بخواند و قطعهٔ بی‌کلام اجرا کند؛ هنرجوی کلاسیک نیز آکورد و آرپژ یاد می‌گیرد. تفاوت در اولویتِ درس‌های نخست و معیارِ پیشرفت است.

پاسخ سریع: کدام مسیر را از امروز شروع کنم؟

پنج دقیقه وقت بگذارید و خواستهٔ خود را در یک جمله بنویسید. «می‌خواهم سه ترانهٔ آشنا را با صدای خودم همراهی کنم» شما را به تمرینِ آکوردهای باز، تعویضِ آکورد و ریتمِ ثابت نزدیک می‌کند. «می‌خواهم یک قطعهٔ گیتارِ بی‌کلام را از روی نت با صدای تمیز اجرا کنم» شما را به کنترلِ صدای هر نت، خواندنِ نوشتهٔ موسیقی و تمرینِ مرحله‌ایِ دو دست نزدیک می‌کند. اگر هر دو جمله برایتان جذاب‌اند، یکی را برای چند هفتهٔ اول اولویت بدهید و دیگری را به عنوان هدفِ بعدی نگه دارید.

گزینهٔ پاپ به معنیِ «فقط چند آکوردِ آسان» نیست. وقتی همراهیِ آواز جدی‌تر شود، ریتمِ دقیق، انتخابِ آکوردِ مناسب، شنیدنِ تغییرِ هارمونی، کنترلِ صدا و هماهنگی با خواننده اهمیت پیدا می‌کند. در فهرستِ آموزشیِ Berklee دربارهٔ همراهی آواز با گیتار، این کار حتی در سطحِ بالاتر مجموعه‌ای از انتخاب‌های ملودیک و آکوردی است. برای مبتدی، نقطهٔ آغاز ساده‌تر است، اما مسیر می‌تواند عمیق شود. پس پاپ را فقط به دلیلِ تصورِ «راهِ بی‌زحمت» انتخاب نکنید؛ موسیقی‌ای را انتخاب کنید که واقعاً می‌خواهید با آن زندگی کنید.

گزینهٔ کلاسیک هم به معنیِ «چند ماه تمرینِ خشک قبل از اولین آهنگ» نیست. می‌توان از همان هفتهٔ نخست یک ملودیِ کوتاه و خوش‌صدا را با سیم‌های آزاد و چند نتِ پرده‌گرفته اجرا کرد. تکنیکِ درست و نت‌خوانی قرار است به اجرای موسیقی کمک کند، نه اینکه آن را تا آینده‌ای نامعلوم عقب بیندازد. اگر از مطالعهٔ دقیقِ یک قطعه لذت می‌برید و دوست دارید هر هفته کیفیتِ صدا و جمله را بهتر کنید، این نوع تمرین برایتان پاداشِ فوری دارد. اگر اکنون فقط برای همراهیِ آواز انگیزه دارید، مجبور کردنِ خود به رپرتواری که دوست ندارید، شاید تصمیمِ خوبی نباشد.

از نامِ دوره هم نتیجهٔ قطعی دربارهٔ مناسب بودنش نگیرید. سرفصل، سطحِ آغاز، نمونهٔ تدریس و تمرینِ هفتهٔ اول را ببینید. دو دوره ممکن است هر دو «گیتار پاپ» نام داشته باشند ولی یکی روی آکوردِ همراهی و دیگری روی ملودی‌نوازی تمرکز کند. در اکتاواز، صفحهٔ دورهٔ گیتار پاپ و دورهٔ گیتار کلاسیک را با هدفِ نوشته‌شدهٔ خود مقایسه کنید. این کار از انتخاب بر اساسِ تبلیغ یا اسمِ سبک دقیق‌تر است.

گیتار پاپ، گیتار کلاسیک و نوعِ ساز را از هم جدا کنیم

در گفت‌وگوهای روزمره، «گیتار کلاسیک» هم می‌تواند نامِ سازی با سیم‌های نایلون و بدنهٔ مشخص باشد و هم نامِ رویکردی به رپرتوار و آموزش. همین دو معنای نزدیک باعثِ سردرگمی می‌شود. در برابرِ آن، «گیتار پاپ» بیشتر به شیوهٔ استفاده و نوعِ موسیقی اشاره می‌کند، نه به یک ساختارِ واحدِ ساز. هنرجویی که گیتارِ سیم نایلون در خانه دارد می‌تواند با همان ساز آکوردهای پاپ را تمرین کند؛ هنرجویی که مسیر کلاسیک می‌خواهد باید بررسی کند سازش با تکنیک و صدادهیِ آن دوره سازگار است یا نه.

برای شناختِ ساختمان، جنسِ سیم و رنگِ صدا، مقایسهٔ گیتار کلاسیک، فلامنکو و آکوستیک را بخوانید. این مقاله قرار نیست همان تفاوت‌های فیزیکی را دوباره فهرست کند. پرسشِ اینجا این است که ساعت‌های تمرینِ شما صرفِ چه کاری می‌شود. ممکن است دو هنرجو با سازهایی شبیه به هم بنشینند، اما یکی تعویضِ آکورد و الگوی دستِ راست را برای همراهیِ ترانه تمرین کند و دیگری از روی نت، بیانِ یک ملودی و صدای جداگانهٔ هر انگشت را بسازد.

گاهی گفته می‌شود «برای پاپ حتماً باید گیتار آکوستیکِ سیم فلزی بخری» یا «تا کلاسیک را کامل یاد نگیری، پاپ نزن». هر دو حکم بیش از حد کلی‌اند. صدای سیم فلزی و نایلون فرق دارد و بعضی ترانه‌ها با یک رنگِ صوتی آشناترند، ولی مهارتِ پایهٔ آکورد و ریتم به یک جنسِ سیمِ واحد محدود نیست. همچنین تکنیکِ خوبِ دست و گوش در هر مسیر ارزش دارد، اما الزامِ گذراندنِ سال‌ها رپرتوارِ کلاسیک پیش از نواختنِ یک ترانهٔ پاپ برای همهٔ هنرجویان منطقی نیست. هدف، سازِ در دسترس و راهنماییِ مدرس را با هم ببینید.

اگر هنوز گیتار ندارید، اول با صدایی که دوست دارید و سازی که در دستتان راحت است آشنا شوید. اندازهٔ بدنه، پهنای دسته، ارتفاعِ سیم‌ها و تنظیمِ ساز می‌توانند تمرینِ روزانه را آسان یا دشوار کنند. راهنمای خرید اولین گیتار به همین آزمونِ عملی می‌پردازد. گیتارِ نامتناسب را صرفاً چون روی برچسبش «کلاسیک» یا «پاپ» نوشته‌اند نخرید. نامِ فروشگاهیِ محصول لزوماً برنامهٔ آموزشِ آیندهٔ شما را تعیین نمی‌کند.

مهارت‌های ماه نخست در مسیر پاپ

در روزهای اول، کوکِ ساز، نشستن و تولیدِ صدای روشن را یاد بگیرید. پس از آن، دو یا سه آکوردِ بازِ متناسب با تمرینِ دوره را انتخاب کنید. به جای حفظ کردنِ شکلِ ده آکورد، هر کدام را جدا بگیرید و صدای سیم‌های لازم را بشنوید. اگر یکی خفه است، جای انگشت، زاویهٔ تماس و کوک را بررسی کنید. سپس بین دو آکورد با سرعتِ آهسته جابه‌جا شوید و دستِ راست را روی ضربِ یکنواخت حرکت دهید. این مرحله، پایهٔ همراهیِ ترانه است؛ در بیشترِ اجراها، آکوردِ درست با ریتمِ ناپایدار کافی نیست.

هفتهٔ دوم می‌تواند بر تعویضِ آکورد بدون توقفِ ضرب متمرکز باشد. شمارش را با صدای بلند یا مترونومِ آرام نگه دارید. ابتدا روی ضربِ اولِ هر میزان آکورد را عوض کنید؛ اگر این کار پایدار شد، الگوی دستِ راست را کمی متنوع کنید. از قطعه‌ای بسیار کوتاه استفاده کنید تا ابتدا، میانه و پایانِ اجرا را تجربه کنید. لازم نیست آهنگِ مشهور و دشوار باشد. قطعهٔ تمرینیِ اصیل با دو آکورد هم معیارِ خوبی می‌دهد: آیا در چهار میزانِ پیاپی ضرب را گم نمی‌کنید؟

در هفتهٔ سوم، شنیدنِ رابطهٔ آکوردها و آواز را وارد تمرین کنید. هنگامِ خواندن یا شنیدنِ ملودی، ببینید آکوردِ بعدی کجا حسِ حرکت را عوض می‌کند. اگر هم‌زمان خواندن و نواختن سخت است، ابتدا ریتمِ دست را آن‌قدر ساده کنید که بتوانید کلمات را با ضرب هماهنگ نگه دارید. اجرای هر دو کار با سرعتِ کم، بهتر از آن است که یک بخش را با عجله فدای دیگری کنید. حتی اگر هدف شما خوانندگی نیست، همراهیِ یک ملودیِ ضبط‌شده یا خوانندهٔ دیگر همین مهارتِ شنیدن و زمان‌بندی را می‌سازد.

هفتهٔ چهارم را به ضبطِ یک اجرای کوتاه اختصاص دهید. کیفیتِ ضبط باید برای شنیدنِ ضرب و صدای آکورد کافی باشد؛ نیاز به تجهیزاتِ حرفه‌ای نیست. سه نکته را بررسی کنید: آیا شروعِ میزان‌ها روشن است؟ آیا تعویضِ آکورد روی ضرب انجام می‌شود؟ آیا صدای سیم‌های لازم واضح است؟ یک نکته را برای هفتهٔ بعد انتخاب کنید. تلاش برای اصلاحِ هم‌زمانِ ریتم، انگشت‌گذاری، خواندن و سرعت، تمرین را مبهم می‌کند. برای برنامهٔ کلی‌تر می‌توانید مسیر دوازده‌هفته‌ای شروع گیتار را ببینید.

مهارت‌های ماه نخست در مسیر کلاسیک

شروعِ کلاسیک نیز با کوک، نشستن و شنیدنِ صدای تمیز است، اما تمرینِ نخست ممکن است بیشتر بر صدادهیِ تک‌نت و رابطهٔ انگشتان با سیم‌ها متمرکز شود. یک سیمِ آزاد را با حرکتِ کنترل‌شدهٔ انگشت به صدا درآورید و گوش دهید آیا صدا از آغاز تا پایان روشن می‌ماند. سپس دو سیم را به ترتیب اجرا کنید، بی‌آنکه یکی ناخواسته خفه شود. این تمرین در ظاهر کوچک است، ولی پایهٔ جمله‌بندی و استقلالِ صداها را می‌سازد.

در ادامه، چند نتِ محدود روی حاملِ موسیقی و دستهٔ گیتار را به هم وصل کنید. نامِ نت، محلِ آن روی ساز و صدای شنیده‌شده باید در ذهنِ شما یک تجربهٔ واحد بسازند. اگر تنها شکلِ انگشت را حفظ کنید، با تغییرِ قطعه سردرگم می‌شوید؛ اگر فقط نامِ نت را حفظ کنید، دستتان روی ساز راه پیدا نمی‌کند. یک ملودیِ چهارمیزانیِ ساده برای هفتهٔ اول یا دوم کافی است. آن را به چند جملهٔ کوتاه تقسیم کنید و هر جمله را با سرعتی بنوازید که بتوانید به کیفیتِ صدا گوش بدهید.

در هفتهٔ سوم، می‌توانید رابطهٔ ملودی و صدای همراه را با تمرینی بسیار ساده لمس کنید. یک نتِ بمِ آزاد یا ثابت را با چند نتِ بالاتر ترکیب کنید و بشنوید آیا هر صدا در جای خود واضح است. هدف، اجرای چندصداییِ دشوار نیست؛ هدفِ اولیه این است که دست راست ناخواسته سیمِ مجاور را نزند و دست چپ نت را پیش از زمانِ لازم رها نکند. اگر تمرینِ استاد ترتیبِ دیگری دارد، همان ترتیبِ منسجم را دنبال کنید. پراکنده پریدن میانِ تمرین‌های اینترنتی ممکن است هر روز مشکلِ تازه‌ای بسازد و هیچ‌کدام را حل نکند.

هفتهٔ چهارم را به یک قطعهٔ کوتاه از ابتدا تا انتها اختصاص دهید. ابتدا نت‌ها و ریتم را درست بخوانید، سپس روی یکنواخت نبودنِ مکانیکیِ جمله کار کنید: کجا صدا باید ادامه پیدا کند؟ کجا جمله مکث دارد؟ کدام نت مهم‌تر شنیده می‌شود؟ حتی در قطعهٔ ساده، موسیقی فقط مجموعهٔ مکان‌های انگشت نیست. مهارتِ نت‌خوانی به شما کمک می‌کند این انتخاب‌ها را روی صفحه ببینید؛ شنیدنِ خودتان کمک می‌کند آنها را از حالتِ نوشته به صدا تبدیل کنید.

نت، تبلچر و آکورد در دو مسیر چه نقشی دارند؟

تصورِ «پاپ بدون نت و کلاسیک فقط با نت» دقیق نیست. در مسیرِ پاپ، نمودارِ آکورد و نشانهٔ ریتم می‌تواند راهِ سریعِ اجرای همراهی باشد. برای ملودی یا تکنیک‌های مشخص، تبلچر نیز محلِ سیم و پرده را نشان می‌دهد. اما اگر هنرجو ریتم را از روی شنیدنِ دقیق یا نشانهٔ زمانی یاد نگیرد، دانستنِ شکلِ آکورد یا شمارهٔ پرده به‌تنهایی اجرای کامل نمی‌سازد. نت‌خوانی در این مسیر هم می‌تواند فهمِ جمله، فواصل و ارتباط با نوازندگانِ دیگر را بهتر کند؛ فقط ممکن است اولویتِ هفتهٔ اول با تعویضِ آکورد و زمان‌بندی باشد.

در مسیرِ کلاسیک، نت‌نویسی معمولاً بخشی از زبانِ اصلیِ مطالعهٔ قطعه است. نت فقط نامِ صدا را نمی‌دهد؛ طول، سکوت، شدت، جمله‌بندی و گاهی انگشت‌گذاری را نیز راهنمایی می‌کند. یادگیریِ آن به معنیِ نواختنِ سریع از روی هر صفحه در ماهِ اول نیست. خواندنِ چند نتِ محدود و پیوند دادنِ آنها به صدای ساز، قدمِ معقول‌تری است. اگر هنرجویی پیش‌تر با تبلچر راحت است، می‌تواند از آن به عنوان ابزارِ کمکی استفاده کند، ولی نباید تصور کند هر TAB جزئیاتِ موسیقاییِ نسخهٔ نت‌نویسی‌شده را به همان اندازه نشان می‌دهد.

راهنمای Yamaha برای نت‌نویسی، تبلچر و نمودار آکورد نشان می‌دهد این‌ها زبان‌های متفاوتی برای ثبت و انتقالِ موسیقی‌اند. هیچ‌کدام به‌خودیِ خود سبکِ موسیقی را تعیین نمی‌کند. یک قطعهٔ پاپ می‌تواند با نت نوشته شود و یک تمرینِ کلاسیک ممکن است همراهِ تبلچر چاپ شود. پرسشِ بهتر این است: برای هدفِ فعلیِ من، کدام نمایش کمک می‌کند صدای درست را در زمانِ درست و با تکنیکِ مناسب بسازم؟ مدرس می‌تواند از یک یا چند نمایش استفاده کند، به شرطی که دلیلِ انتخاب برای هنرجو روشن باشد.

اگر از خواندنِ نت می‌ترسید، این ترس را دلیلِ کنار گذاشتنِ قطعه‌های بی‌کلامِ دلخواه قرار ندهید. نت‌خوانی مهارتی تدریجی است. همان‌طور که در پاپ ابتدا همهٔ آکوردها را حفظ نمی‌کنید، در کلاسیک نیز لازم نیست همهٔ نت‌های دسته را یک‌جا بیاموزید. یک سیم، چند نت و یک ریتم کوتاه نقطهٔ شروعِ کافی است. در مقابل، اگر عاشقِ خواندنِ نوشتهٔ موسیقی هستید، پاپ مانعِ این علاقه نیست. می‌توانید از همان ابتدا آکورد را همراهِ نامِ نت‌های سازندهٔ آن بررسی کنید. مسیرها به شما اولویت می‌دهند، نه دیوار.

تفاوت تمرینِ دست راست و دست چپ

در هر دو مسیر، دست‌ها باید با کمترین تنشِ غیرضروری کار کنند. در پاپِ همراهی‌محور، دستِ راست اغلب الگوی ضربه یا آرپژ را با ضربِ قطعه هماهنگ می‌کند و دست چپ شکلِ آکورد را در لحظهٔ مناسب عوض می‌کند. وقتی الگوی دستِ راست قطع شود، همراهی حتی با آکوردهای درست از هم می‌پاشد. بنابراین تمرینِ تعویضِ آکورد باید همراه با شنیدنِ ضرب باشد. اگر دست چپ هنوز آماده نیست، سرعت را پایین بیاورید و شکلِ بعدی را پیش از ضربِ تغییر تصور کنید.

در کلاسیکِ قطعه‌محور، کنترلِ انگشت‌های دست راست برای صدادهیِ نت‌های جدا یا هم‌زمان، و آماده بودنِ دقیقِ دست چپ برای ملودی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. هنرجو ممکن است لازم باشد یک نتِ بالایی را روشن‌تر از نتِ همراه بنوازد یا اجازه دهد صدای یک سیم کمی بیشتر باقی بماند. این کار با فشارِ بیشترِ همهٔ انگشت‌ها حل نمی‌شود؛ به تقسیمِ توجه و شنیدنِ نتیجه نیاز دارد. قطعهٔ کوتاه ابزارِ آزمایشِ خوبی است، چون تعدادِ حرکت‌ها آن‌قدر کم است که می‌توانید هر صدای ناخواسته را پیدا کنید.

این تفاوت به معنیِ مالکیتِ انحصاریِ یک تکنیک نیست. آرپژ در ترانهٔ پاپ نیز به کار می‌رود و آکورد در رپرتوارِ کلاسیک هم حضور دارد. راهنمای آموزشی یاماها دربارهٔ ترانه‌های آکوردیِ مبتدی نیز آکورد را راهی برای ورود به اجرای موسیقیِ محبوب می‌داند، نه تمامِ دانشِ گیتار. در هر مسیر، اگر مدرس فقط نامِ تکنیک را بگوید و از شما نخواهد صدای نتیجه را مقایسه کنید، یادگیری ناقص می‌ماند. از خود بپرسید «این حرکت چه تغییری در صدا و زمان ایجاد کرد؟».

برای تمرینِ خانه، یک قطعهٔ کوتاه از مسیرِ انتخابی بردارید و مشکلِ اصلی را نام‌گذاری کنید. اگر پاپ می‌خوانید، ممکن است مشکلِ شما «تعویضِ آکورد پیش از ضربِ سوم» باشد، نه «کلِ گیتار». اگر کلاسیک می‌خوانید، ممکن است مشکل «صدای سیمِ دوم در میزانِ دوم» باشد، نه «کلِ نت‌خوانی». هر روز با یک مسئلهٔ محدود کار کنید و از اجرای کوتاهِ خود ضبط بگیرید. تمرینِ مؤثر الزاماً طولانی‌ترین تمرین نیست؛ تمرینی است که می‌دانید قرار است کدام صدا یا حرکت را بهتر کند.

چگونه ساز و وسایلِ آغازین را انتخاب کنیم؟

برای شروعِ هر مسیر، ساز باید قابل کوک، متناسب با بدن و در وضعیتِ قابل تمرین باشد. شکلِ نشستن، رسیدنِ دست به دسته و ارتفاعِ سیم‌ها را در فروشگاه یا کنارِ مدرس بررسی کنید. در راهنمای خرید گیتارِ یاماها، اندازه و راحتیِ نگه داشتنِ ساز از عواملِ مهم معرفی شده‌اند. لازم نیست همان مدل‌های نام‌برده‌شده در منبع را بخرید؛ اصلِ کاربردی این است که با سازِ واقعی بنشینید و چند نت بزنید. اگر صدای یک ساز به‌شدت خارج است یا گرفتنِ آن درد ایجاد می‌کند، برچسبِ سبک روی جعبه کمکی نمی‌کند.

در مسیرِ پاپ، اگر هدفِ شما رنگِ خاصِ گیتارِ سیم فلزی یا الکتریک است، آن را به مدرس بگویید تا ساز و برنامه را با همان هدف تنظیم کند. اگر اکنون گیتارِ سیم نایلونِ مناسب در خانه دارید، می‌توانید بخشِ زیادی از مبانیِ آکورد، ریتم و گوش دادن را با همان آغاز کنید. در مسیرِ کلاسیک، صدادهیِ دست و تناسبِ ساز با تکنیکِ درس را جدی‌تر با مدرس تطبیق دهید. جایگزین کردنِ هر سازِ موجود با سازِ گران‌تر، قبل از مشخص شدنِ مشکلِ واقعی، لزوماً تمرین را بهتر نمی‌کند.

لوازمِ لازم را نیز از روی درسِ هفتهٔ اول تعیین کنید. تیونرِ قابل استفاده، جای امنِ نگهداری و در صورت نیاز زیرپایی یا تکیه‌گاهِ مناسب می‌توانند مهم باشند. در پاپ ممکن است پیک در بعضی تمرین‌ها کاربرد داشته باشد، اما همهٔ همراهی‌ها با پیک انجام نمی‌شوند. در کلاسیک، تنظیمِ وضعیتِ نشستن و جای ساز اهمیت دارد، اما ابزارِ کمکیِ دقیق به روشِ مدرس و راحتیِ بدن وابسته است. فهرستِ خریدِ بلند برای روزِ اول نسازید؛ هر وسیله باید مسئلهٔ مشخصی از تمرین را حل کند.

اگر سازِ قرضی یا دستِ دوم در دسترس دارید، از آن برای آزمون استفاده کنید، ولی سلامت و تنظیمش را بررسی کنید. نتیجه گرفتن از سازی که سیمِ فرسوده، کوکِ ناپایدار یا مشکلِ فنی دارد می‌تواند دربارهٔ علاقهٔ شما به گیتار قضاوتی نادرست بسازد. هنرجو ممکن است فکر کند «من برای این مسیر استعداد ندارم»، در حالی که مسئله ابزار است. با یک فردِ آگاه ساز را بررسی کنید و سپس دربارهٔ سبک تصمیم بگیرید. نوعِ موسیقی را نباید قربانیِ یک تجربهٔ فنیِ بد کرد.

اگر بعداً خواستیم مسیر را عوض کنیم چه؟

مهارتِ کوک، شناختِ دسته، زمان‌بندیِ ضرب و شنیدنِ صدای تمیز از یک مسیر به مسیرِ دیگر منتقل می‌شود. اگر سه ماه پاپ تمرین کرده‌اید و بعد به قطعه‌های کلاسیک علاقه‌مند شده‌اید، از صفرِ مطلق شروع نمی‌کنید. با این حال، ممکن است در نت‌خوانیِ پیوسته، استقلالِ انگشت‌های دست راست یا نوعِ جمله‌بندی به تمرینِ تازه نیاز داشته باشید. تغییرِ مسیر را به عنوان «پیشرفتِ سلیقه و هدف» ببینید، نه شکستِ انتخابِ نخست. از مدرس بخواهید مهارت‌های قابل انتقال و شکاف‌های واقعی را برای شما مشخص کند.

از کلاسیک به پاپ رفتن نیز تنها به معنیِ حفظ کردن چند شکلِ آکورد نیست. ممکن است دستِ شما در صدادهیِ تک‌نت دقیق باشد، ولی برای نگه داشتنِ ریتمِ ثابت هنگامِ خواندن یا همراهیِ دیگران نیاز به تمرینِ تازه داشته باشید. در بعضی قطعات باید تصمیم بگیرید کجا ساده بنوازید تا آواز واضح بماند. مهارتِ خواندنِ نت کمک می‌کند ساختار را بفهمید، اما جایِ گوش دادن به گروه و زمان‌بندیِ مشترک را نمی‌گیرد. نقطهٔ قوتِ قبلی را نگه دارید و مهارتِ تازه را با مسئلهٔ واقعیِ موسیقی تمرین کنید.

ترکیبِ دو مسیر هم ممکن است، ولی برای مبتدی بهتر است هر جلسه هدفِ اصلیِ واضحی داشته باشد. اگر امروز تمرینِ تعویضِ آکورد است، ده تمرینِ کلاسیکِ بی‌ربط را به همان جلسه اضافه نکنید. اگر امروز صدادهیِ نتِ مستقل است، یک ساعت آهنگِ پاپِ تند را معیارِ موفقیتِ آن روز قرار ندهید. برنامهٔ هفتگی می‌تواند سهمِ کوچکِ مسیرِ دوم را داشته باشد، اما پیشرفتِ قابل سنجش به تکرارِ منظمِ مهارتِ اصلی نیاز دارد. مدرس می‌تواند ترتیبِ افزودنِ مهارت‌ها را طوری بچیند که تمرین‌ها به هم کمک کنند.

چهار هنرجوی فرضی؛ کدام مسیر به هدفشان نزدیک‌تر است؟

هنرجوی نخست می‌خواهد در جمعِ کوچک، چند ترانهٔ محبوب را همراهِ صدای خود بخواند. از ملودیِ اصلیِ ترانه‌ها خوشش می‌آید، ولی برایش مهم‌تر است ضرب را نگه دارد و آکوردها را در جای مناسب عوض کند. مسیر پاپ برای او شروعِ مستقیم‌تری است. برنامهٔ ماهِ نخست باید به کوک، دو یا سه آکورد، ریتم و اجرای یک بخشِ کوتاه برسد. اگر از همان روز اول قطعهٔ دشوارِ کامل به او داده شود، شاید پیش از ساختنِ پایه ناامید شود. موفقیتِ قابل سنجش او این است که بتواند چند میزان را بدون گم کردنِ ضرب همراهی کند.

هنرجوی دوم از شنیدنِ گیتارِ تک‌نواز لذت می‌برد. دوست دارد ملودی و صدای بم را از یک ساز بشنود و از تمرکزِ آهسته روی جزئیات خسته نمی‌شود. مسیر کلاسیک احتمالاً برای او جذاب‌تر است، به شرطی که درس‌ها از قطعه‌های کوتاه و قابل اجرا آغاز شوند. موفقیتِ ماهِ نخست او ممکن است اجرای یک ملودیِ ساده از روی نت با صدای واضح و مکث‌های درست باشد. اگر چنین هنرجویی صرفاً به دلیلِ توصیهٔ دوستان به مسیر پاپ برود، شاید احساس کند وقتش صرفِ هدفی می‌شود که به آن علاقه ندارد.

هنرجوی سوم هنوز سبکِ دلخواهش را نمی‌داند، ولی گیتارِ سیم نایلونِ مناسبی در خانه دارد. او لازم نیست همین هفته برای خریدِ سازِ دیگری تصمیم بگیرد. می‌تواند با همان ساز یک تمرینِ آکورد و ریتم و یک تمرینِ ملودیِ نت‌خوانی را در دو روزِ جدا امتحان کند. بعد بپرسد کدام تمرین را با اشتیاقِ بیشتری تکرار می‌کند و کدام نوعِ پیشرفت برایش معنا دارد. سازِ موجود، فرصتِ آزمونِ کم‌هزینه است؛ نتیجهٔ آزمون، مسیرِ دوره را روشن‌تر می‌کند. فقط مطمئن شود ساز کوک و قابل تمرین است.

هنرجوی چهارم هدفِ ترکیبی دارد: هم می‌خواهد ترانه همراهی کند و هم گاهی قطعهٔ بی‌کلام بنوازد. برای او انتخابِ یک مسیرِ اصلی و یک هدفِ فرعی از خریدِ دو دوره و تمرینِ پراکنده بهتر است. اگر امروز همراهیِ آواز فوریت دارد، چند هفته پاپ را پایه بگذارد و در کنار آن تمرینِ کوتاهِ صدادهیِ تک‌نت انجام دهد. اگر اجرای قطعهٔ بی‌کلام انگیزهٔ اصلی است، کلاسیک را پایه بگذارد و پس از تثبیتِ دست‌ها، چند آکوردِ همراهی بیاموزد. انتخابِ اولویت به معنیِ حذفِ هدفِ دوم نیست؛ فقط ترتیبِ یادگیری را قابل اجرا می‌کند.

آزمونِ هفت‌روزه برای انتخاب مسیر

روزِ اول، سه قطعهٔ دلخواه را فهرست کنید. از هر کدام یک اجرای گیتارِ تنها یا همراهی‌شده پیدا کنید و بنویسید کدام بخشِ صدا را می‌خواهید خودتان بسازید. نامِ سبک را از روی عنوانِ ویدیو حدس نزنید؛ به نقشِ ساز گوش کنید. اگر در هر سه نمونه، بیشتر به ضرب و آکورد توجه می‌کنید، این نشانه‌ای به سودِ تمرینِ پاپ است. اگر بیش از همه ملودیِ تک‌نواز و جزئیاتِ صدای انگشتان جذبِ شما می‌کند، تمرینِ کلاسیک را در آزمون جدی‌تر بگیرید.

روزِ دوم و سوم، با سازِ کوک‌شده دو تمرینِ هم‌اندازه انجام دهید. تمرینِ اول، دو آکوردِ ساده و یک الگوی ضربِ آرام است. تمرینِ دوم، چند نتِ محدود روی یک یا دو سیم و یک جملهٔ ملودیکِ کوتاه است. برای هر کدام زمانِ یکسان بگذارید. قرار نیست در دو روز «سبک» را یاد بگیرید؛ فقط می‌خواهید نوعِ مسئلهٔ تمرین را تجربه کنید. بعد از هر جلسه بنویسید در کدام تمرین، میل داشتید پنج دقیقهٔ دیگر بمانید. میزانِ خطا ملاکِ اصلی نیست؛ علاقه به حلِ خطا مهم‌تر است.

روزِ چهارم، یکی از تمرین‌ها را ضبط کنید و گوش دهید آیا صدای واقعی با تصورِ شما همخوان است. ممکن است از آکورد زدن لذت ببرید ولی در ضبط متوجه شوید ریتم می‌لغزد. این نقص دلیلِ کنار گذاشتنِ پاپ نیست؛ دقیقاً نشان می‌دهد نخستین هدفِ آموزشی شما چیست. ممکن است ملودی را دوست داشته باشید ولی هر نت صدای متفاوتی داشته باشد. این هم نشانهٔ نیاز به تمرینِ صدادهی است، نه نشانهٔ ناتوانی در کلاسیک. آزمون وقتی مفید است که مسئلهٔ قابل تمرین نشان دهد.

روزِ پنجم و ششم، همان مسئله را با یک اصلاحِ کوچک تکرار کنید. در آکورد، سرعت را پایین بیاورید و فقط تعویضِ یک شکل را روی ضرب تمرین کنید. در ملودی، تنها دو میزان را جدا و با توجه به صدای هر نت بنوازید. روزِ هفتم، بدون تکیه بر هیجانِ لحظهٔ نخست، بنویسید کدام مسیر با هدفِ سه‌ماهه، سازِ موجود و برنامهٔ زندگیِ شما سازگارتر است. اگر هنوز نتیجه برابر است، با مدرس یک جلسهٔ آشناییِ هدفمند بگذارید و همین ضبط‌ها را نشان دهید. پرسشِ مشخص، راهنماییِ دقیق‌تری از «کدام سبک بهتر است؟» می‌گیرد.

چند تصورِ غلط که تصمیم را خراب می‌کند

«پاپ برای مبتدی و کلاسیک برای حرفه‌ای است» تقسیم‌بندیِ درستی نیست. هر مسیر سطحِ مقدماتی و پیشرفته دارد. همراهیِ سادهٔ یک ترانه ممکن است زود به دست بیاید، اما همراهیِ دقیقِ خواننده، تنظیمِ صدا و ریتم در گروه مهارتِ بالایی می‌خواهد. یک قطعهٔ کوتاهِ کلاسیک هم می‌تواند در هفته‌های نخست قابل اجرا باشد، در حالی که رپرتوارِ پیشرفته سال‌ها تمرین می‌خواهد. سطحِ قطعه و مهارت را با نامِ سبک یکی نکنید.

«اگر کلاسیک بخوانم، دیگر نمی‌توانم پاپ بزنم» نیز درست نیست. تواناییِ کنترلِ صدا، شناختِ دسته و گوش دادن به جمله‌ها در هر دو مسیر سود دارد. آنچه تغییر می‌کند اولویتِ تمرین و گاهی ابزارِ مناسب است. البته مهارتی که تمرین نکرده‌اید خودبه‌خود به دست نمی‌آید؛ هنرجوی کلاسیک برای ریتم‌نوازیِ گروهی و همراهیِ آواز ممکن است درسِ جدا بخواهد. همین‌طور هنرجوی پاپ برای خواندنِ دقیقِ قطعهٔ نوشته‌شده به تمرینِ نت و تکنیک نیاز خواهد داشت.

«گیتارِ کلاسیک فقط موسیقی کلاسیک می‌زند» برداشتِ دیگری از اشتباهِ نام‌گذاری است. جنسِ سیم و ساختارِ ساز بر رنگ و احساسِ نوازندگی اثر دارند، ولی یک قطعهٔ پاپ را از نظرِ فیزیکی غیرممکن نمی‌کنند. برعکس، هر گیتاری برای هر تکنیک یا رنگِ دلخواه به یک اندازه مناسب نیست. از مدرس بپرسید سازِ فعلی برای درس‌های آغازین کافی است یا محدودیتِ مشخصی ایجاد می‌کند. پاسخِ وابسته به تمرینِ واقعی از دستورِ کلیِ خرید مفیدتر است.

«نت‌خوانی سرعتِ یادگیری را کم می‌کند» هم باید دقیق‌تر گفته شود. اگر در روزِ اول حجمِ بزرگی از نشانه‌ها بدون کاربردِ شنیداری ارائه شود، هنرجو کند می‌شود. اما خواندنِ چند نشانهٔ مرتبط با همان قطعه، به حافظه و استقلالِ آینده کمک می‌کند. از سوی دیگر، تبلچر و نمودارِ آکورد ابزارهای مفیدی‌اند، ولی اگر ریتم و شنیدن کنار گذاشته شود، ممکن است هنرجو بتواند شکلِ حرکت را کپی کند بی‌آنکه جملهٔ موسیقی را درک کند. هدفِ هر نمایش، کمک به ساختنِ صدای درست است.

پرسش‌های پرتکرار

آیا می‌توانم با یک گیتارِ سیم نایلون هر دو سبک را امتحان کنم؟

برای تجربهٔ مقدماتیِ آکورد، ریتم، ملودی و صدادهی، در بسیاری از موارد بله. گیتارِ سیم نایلون به‌ویژه اگر اندازه و تنظیمِ آن برای شما مناسب باشد می‌تواند ابزارِ خوبی برای آزمونِ دو مسیر باشد. در ادامه، رنگِ صوتی یا تکنیکِ هدف ممکن است انتخابِ سازِ دیگری را منطقی کند. پیش از خریدِ دوباره، تمرینِ مورد نظر را به مدرس نشان دهید و محدودیتِ واقعیِ سازِ فعلی را مشخص کنید. نامِ «کلاسیک» روی ساز، ممنوعیتِ تمرینِ پاپ نیست.

در مسیرِ پاپ باید نت‌خوانی را کنار بگذارم؟

خیر. ممکن است درس‌های نخست بیشتر با آکورد و ریتم پیش بروند، اما نت‌خوانی و فهمِ موسیقی به گیتاریستِ پاپ نیز کمک می‌کند. اگر به ملودی‌نوازی، تنظیم یا همکاری با نوازندگانِ دیگر علاقه دارید، این مهارت ارزشِ بیشتری پیدا می‌کند. مقدار و زمانِ افزودنِ آن را با برنامهٔ فعلی هماهنگ کنید؛ تمرینِ روزانهٔ کوتاهِ نت بهتر از حفظِ انبوهِ علامت‌ها بدون اجرای واقعی است.

برای مسیرِ کلاسیک باید اول تئوری موسیقی را کامل بخوانم؟

نیازی نیست تئوری را به صورتِ یک کتابِ کامل پیش از لمسِ ساز تمام کنید. چند مفهومِ لازمِ هر درس را همان زمان یاد بگیرید و روی ساز بشنوید. اگر قطعهٔ نخست سه نت و دو کششِ زمانی دارد، همان‌ها برای آغاز کافی‌اند. بعد که قطعه‌ها گسترده‌تر شدند، واژه‌های تازه را اضافه کنید. این روش تئوری را از حفظِ تعریف‌های بی‌کاربرد به ابزارِ حلِ مسئلهٔ نوازندگی تبدیل می‌کند.

کدام مسیر زودتر به اجرای آهنگ می‌رسد؟

پاسخ به تعریفِ شما از «اجرای آهنگ» بستگی دارد. همراهیِ ساده با دو یا سه آکورد ممکن است هدفِ زودهنگامِ مسیرِ پاپ باشد. یک ملودیِ کوتاهِ نت‌نویسی‌شده نیز می‌تواند در آغازِ مسیرِ کلاسیک اجرا شود. اگر قطعهٔ دلخواه شما آکوردهای دشوار یا چندصداییِ پیشرفته دارد، در هر دو مسیر زمانِ بیشتری لازم است. به‌جای مقایسهٔ وعدهٔ «چند روزه»، از دوره بپرسید در پایانِ ماهِ اول دقیقاً چه تمرینی را می‌توانید با کیفیتِ قابل سنجش اجرا کنید.

اگر هنوز سبکِ دلخواه ندارم، از کجا شروع کنم؟

با انتخابِ موقت و قابل بازبینی شروع کنید. دو تمرینِ کوتاه از هر مسیر را امتحان کنید، سازِ در دسترس را بررسی کنید و یک هدفِ چهار هفته‌ای بنویسید. پس از چهار هفته، از اجرای خودتان و میزانِ علاقه به تمرین شواهدِ بهتری خواهید داشت. عقب انداختنِ یادگیری تا زمانی که «سبکِ همیشگی» را پیدا کنید، معمولاً اطلاعاتِ تازه‌ای نمی‌دهد. تجربهٔ کنترل‌شده، تصمیم را روشن می‌کند.

جمع‌بندی و گام بعد

برای انتخابِ گیتار پاپ یا کلاسیک، نخست نقشِ گیتار در موسیقیِ دلخواهتان را مشخص کنید. همراهیِ آکوردی و ریتمِ ترانه نقطهٔ شروعِ مستقیم‌تری برای پاپ است؛ مطالعهٔ قطعهٔ نوشته‌شده، صدادهیِ دقیق و تمرینِ ملودیِ مستقل به کلاسیک نزدیک‌تر است. نوعِ ساز را جدا بررسی کنید و هر دو مسیر را با تمرینی کوتاه تجربه کنید. سپس سرفصل‌های دورهٔ گیتار پاپ یا دورهٔ گیتار کلاسیک را با هدفِ چهار هفتهٔ آیندهٔ خود تطبیق دهید. مسیرِ مناسب، مسیری است که می‌خواهید تمرینِ فردایش را نیز انجام دهید.

مسیر یادگیری گیتار

برای دیدن مسیر کامل، آموزش گیتار از صفر تا اجرای اولین آهنگ؛ برنامهٔ ۱۲ هفته‌ای مبتدیان را بخوانید.

برای دنبال‌کردن یک برنامهٔ آموزشی، دورهٔ گیتار پاپ یا دورهٔ گیتار کلاسیک را ببینید.

بازگشت به همهٔ مقاله‌ها