مجله اکتاواز
تأثیر رسانهها و شبکههای اجتماعی بر سلیقه موسیقایی جامعه
تهیه و ویرایش: اکتاواز
موسیقی همیشه بخشی از فرهنگ و زندگی اجتماعی انسان بوده است، اما شیوه دسترسی ما به موسیقی در سالهای اخیر تغییر کرده است. امروزه رادیو و تلویزیون تنها مسیرهای شنیدن موسیقی نیستند و شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای پخش موسیقی و الگوریتمهای پیشنهاد محتوا نقش مهمی در کشف و انتخاب آثار موسیقایی دارند.
اما سؤال مهم این است: رسانهها فقط سلیقه موسیقایی ما را نشان میدهند یا در شکلگیری آن نیز نقش دارند؟
پژوهشهای جدید نشان میدهند که رابطه میان رسانه، الگوریتم و سلیقه موسیقایی پیچیده است و نمیتوان شکلگیری سلیقه را فقط به یک عامل نسبت داد.
شبکههای اجتماعی چگونه موسیقی را محبوب میکنند؟
یکی از مهمترین تغییرات عصر دیجیتال، سرعت انتشار موسیقی است. یک قطعه میتواند از طریق یک ویدئو، چالش، ریلز یا محتوای کوتاه در مدت کوتاهی در معرض توجه تعداد زیادی از کاربران قرار بگیرد.
در این شرایط، محبوبیت یک قطعه تنها به ویژگیهای موسیقایی آن وابسته نیست؛ بلکه نحوه ارائه، قابلیت انتشار، حضور در شبکههای اجتماعی و واکنش کاربران نیز میتواند بر میزان دیدهشدن آن تأثیر بگذارد.
پژوهشهای جدید درباره مصرف موسیقی دیجیتال نیز نشان میدهند که عوامل اجتماعی، مانند توصیه دوستان، افراد مشهور و نمودارهای محبوبیت، میتوانند بر رفتار مصرف موسیقی اثرگذار باشند.
نقش الگوریتمها در شکلگیری سلیقه موسیقایی
یکی از مهمترین عوامل جدید، الگوریتمهای پیشنهاد موسیقی هستند.
پلتفرمهای دیجیتال بر اساس عواملی مانند سابقه شنیدن، جستوجو، سبکهای مورد علاقه و رفتار کاربران، موسیقیهای جدیدی پیشنهاد میکنند. سیستمهای پیشنهاددهنده موسیقی نیز بهطور گسترده از دادههای محتوایی و رفتاری برای شخصیسازی پیشنهادها استفاده میکنند.
این فرایند میتواند تجربه کشف موسیقی را آسانتر کند؛ اما در عین حال ممکن است باعث شود کاربر بیشتر با موسیقیهایی مشابه انتخابهای قبلی خود مواجه شود.
یک مطالعه گسترده درباره یوتیوب، با بررسی بیش از ۲۰۲ هزار کاربر و ۱۴ هزار ویدئوی موسیقی، شواهدی ارائه کرد که سیستم پیشنهاد محتوا و الگوهای رفتاری کاربران میتوانند مرزهای موجود میان سلیقهها و ژانرهای موسیقی را تقویت کنند.
آیا الگوریتمها سلیقه ما را میسازند؟
نه بهطور کامل.
الگوریتمها معمولاً بر اساس رفتار قبلی ما عمل میکنند؛ بنابراین بخشی از چیزی که به ما پیشنهاد میشود، بازتاب سلیقه قبلی خودمان است.
اما همین چرخه میتواند ادامه پیدا کند:
انتخاب ما → پیشنهاد الگوریتم → شنیدن موسیقی مشابه → انتخاب دوباره
به این ترتیب، ممکن است سلیقه فرد بهتدریج در محدوده خاصی تثبیت شود.
بنابراین الگوریتمها بیشتر از اینکه بهتنهایی سلیقه را بسازند، میتوانند مسیر مواجهه ما با موسیقی را هدایت و محدود یا گسترده کنند.
نقش افراد مشهور و اینفلوئنسرها
شبکههای اجتماعی باعث شدهاند هنرمندان، اینفلوئنسرها و حتی کاربران عادی بتوانند در معرفی موسیقی نقش داشته باشند.
وقتی یک قطعه توسط یک چهره شناختهشده یا گروه بزرگی از کاربران استفاده میشود، احتمال شنیدهشدن و امتحان کردن آن توسط دیگران افزایش پیدا میکند.
در اینجا موسیقی علاوه بر ارزش هنری، ممکن است به یک نشانه اجتماعی نیز تبدیل شود؛ یعنی افراد از یک قطعه برای مشارکت در یک جریان، بیان هویت یا ارتباط با یک گروه استفاده کنند. پژوهشهای جدید درباره مصرف موسیقی در شبکههای اجتماعی نیز ارتباط میان نفوذ اجتماعی، هویت گروهی و رفتار مصرف موسیقی را بررسی کردهاند.
آیا شبکههای اجتماعی باعث کاهش تنوع موسیقی میشوند؟
پاسخ قطعی نیست.
از یک طرف، الگوریتمها ممکن است کاربر را بیشتر به سمت موسیقیهای مشابه سلیقه قبلی هدایت کنند و در نتیجه تنوع تجربه موسیقایی کاهش پیدا کند.
از طرف دیگر، شبکههای اجتماعی امکان دسترسی به موسیقیهایی را فراهم کردهاند که شاید در رسانههای سنتی فرصت دیدهشدن نداشتند. رسانههای اجتماعی میتوانند ارتباط میان هنرمندان مستقل و مخاطبان را نیز آسانتر کنند و دسترسی به موسیقی از جوامع و فرهنگهای مختلف را افزایش دهند.
بنابراین شبکههای اجتماعی هم میتوانند تنوع موسیقایی را افزایش دهند و هم در شرایطی آن را محدود کنند.
نقش فرهنگ در شکلگیری سلیقه موسیقایی
سلیقه موسیقایی فقط محصول رسانه نیست.
فرهنگ، خانواده، دوستان، آموزش، محیط اجتماعی، تجربههای شخصی و پیشینه شنیداری فرد نیز در انتخاب موسیقی نقش دارند.
پژوهشهای بینفرهنگی نشان میدهند که ویژگیهای موسیقی و زمینه فرهنگی میتوانند با الگوهای ترجیح موسیقایی ارتباط داشته باشند. بنابراین نمیتوان یک الگوی واحد برای سلیقه موسیقایی تمام جوامع در نظر گرفت.
آیا رسانهها میتوانند فرهنگ موسیقایی جامعه را ارتقا دهند؟
بله، اما این موضوع به نوعمحتوایی که تولید و برجسته میشود نیز وابسته است.
رسانهها میتوانند علاوه بر موسیقی پرمخاطب، آثار ارزشمند، موسیقی نواحی، موسیقی کلاسیک، موسیقی دستگاهی ایرانی و آثار هنرمندان کمتر شناختهشده را نیز معرفی کنند.
در چنین شرایطی، رسانه فقط مصرفکننده موسیقی را دنبال نمیکند، بلکه میتواند در گسترش افق شنیداری جامعه نیز نقش داشته باشد.
از این منظر، آموزش سواد موسیقایی و تولید محتوای تحلیلی درباره موسیقی میتواند در کنار انتشار آثار، به شکلگیری شنونده آگاهتر کمک کند.
آیا موسیقی محبوب الزاماً موسیقی باکیفیت است؟
خیر.
میزان پخش، تعداد بازدید یا استفاده گسترده از یک قطعه در شبکههای اجتماعی، معیار مستقیمی برای ارزش هنری آن نیست.
محبوبیت میتواند تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند الگوریتم، تبلیغات، شبکه اجتماعی، شرایط فرهنگی و حتی مدت و ساختار قطعه قرار بگیرد.
بنابراین بهتر است میان محبوبیت، تأثیرگذاری اجتماعی و کیفیت هنری تفاوت قائل شویم.
شنونده تا چه اندازه انتخابکننده است؟
با وجود تأثیر رسانهها و الگوریتمها، شنونده همچنان نقش فعالی دارد.
افراد میتوانند با جستوجوی آگاهانه، دنبال کردن منابع متنوع و گوش دادن به سبکهای مختلف، دامنه تجربه موسیقایی خود را گسترش دهند.
در واقع، هرچه سواد موسیقایی و آگاهی شنونده بیشتر باشد، احتمال اینکه انتخابهای او صرفاً بر اساس محبوبیت یا پیشنهاد الگوریتمی شکل بگیرد، کمتر میشود.
جمعبندی
رسانهها و شبکههای اجتماعی نقش مهمی در شکلگیری و تغییر سلیقه موسیقایی جامعه دارند، اما تنها عامل تعیینکننده نیستند. الگوریتمهای پیشنهاد محتوا، افراد مشهور، رفتار دوستان، میزان محبوبیت و ساختار پلتفرمها میتوانند بر آنچه میشنویم و کشف میکنیم اثر بگذارند.
در مقابل، فرهنگ، خانواده، آموزش، تجربه شخصی و انتخاب آگاهانه نیز در شکلگیری سلیقه موسیقایی نقش دارند.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که «رسانهها سلیقه ما را میسازند یا نه؟»؛ بلکه باید پرسید:
رسانهها چه موسیقیهایی را بیشتر در معرض ما قرار میدهند و ما تا چه اندازه آگاهانه انتخاب میکنیم؟
از این منظر، تقویت سواد موسیقایی جامعه میتواند به شنوندگان کمک کند تا علاوه بر موسیقی محبوب، آثار متنوعتر و ارزشمندتر را نیز کشف و ارزیابی کنند.