مجله اکتاواز
لطفی، مشکاتیان و علیزاده چه تفاوتی با هم داشتند؟ 🎼
تهیه و ویرایش: اکتاواز
اما لطفی، مشکاتیان و علیزاده دقیقاً چه تفاوتی با هم داشتند؟
اگر خیلی خلاصه بخواهیم بگوییم:
لطفی بیشتر نماینده عمق سنت، بداهه و بیان عارفانه بود؛ مشکاتیان بیشتر با ملودی، ریتم، سنتور و آهنگسازی تأثیرگذار شناخته شد؛ و علیزاده بیش از همه به دنبال تجربه، تغییر زبان ساز و پیدا کردن امکانات تازه برای موسیقی ایرانی بود.
البته این تقسیمبندی مطلق نیست؛ هر سه هم آهنگساز بودند، هم نوازنده و هم در بداههپردازی توانایی داشتند.
🎵 محمدرضا لطفی؛ موسیقی بهعنوان زبان سنت و بداهه
محمدرضا لطفی را نمیتوان فقط با چند قطعه یا چند تکنیک نوازندگی تعریف کرد.
یکی از ویژگیهای مهم او، ارتباط عمیق با سنت موسیقی دستگاهی و بداههنوازی بود.
در نوازندگی لطفی، جملهها معمولاً بیش از آنکه به دنبال نمایش تکنیک باشند، در پی ایجاد یک فضای موسیقایی و احساسی هستند.
تار و سهتار در دست او میتوانند بسیار خلوت، عارفانه و در عین حال عمیق و پرقدرت باشند.
لطفی علاقه زیادی به شناخت ریشههای موسیقی ایرانی داشت و در عین حال تلاش میکرد این سنت را از طریق نگاه شخصی خودش ادامه دهد.
به همین دلیل اگر بخواهیم یک کلیدواژه برای شناخت موسیقی لطفی انتخاب کنیم، شاید «بداهه» یکی از بهترین گزینهها باشد.
🎸 ویژگیهای شاخص لطفی
اهمیت بسیار زیاد به ردیف و سنت موسیقی ایرانی
بداههپردازی پررنگ
بیان عاطفی و درونی
توجه به رنگ صوتی تار و سهتار
جملهبندی آزاد و سیال
گرایش به فضاهای عرفانی و تأملبرانگیز
در واقع، در موسیقی لطفی گاهی احساس میکنیم ساز در حال حرف زدن است، نه اینکه صرفاً یک قطعه را اجرا کند.
🎹 پرویز مشکاتیان؛ ملودی، ریتم و انقلاب در سنتورنوازیاگر لطفی را بیشتر با تار و سهتار و بداهه به یاد بیاوریم، پرویز مشکاتیان بیش از همه با سنتور، آهنگسازی و ملودیهای ماندگارش شناخته میشود.
مشکاتیان در سنتورنوازی شخصیت بسیار مشخصی داشت. شفافیت صدا، جملههای روان، تکنیک مضرابی و انرژی بالای اجرا از ویژگیهایی هستند که صدای سنتور او را قابل تشخیص میکنند. پژوهشگرانی که درباره سبک او نوشتهاند نیز بر همین ویژگیهای مشخص در نوازندگی مشکاتیان تأکید کردهاند.
اما اهمیت مشکاتیان فقط به نوازندگی سنتور محدود نمیشود.
او توانست ملودی و ریتم را به یکی از مهمترین عناصر هویت موسیقی ایرانی معاصر تبدیل کند.
در آثار او، حتی یک جمله نسبتاً ساده میتواند آنقدر خوشساخت و بهیادماندنی باشد که بعد از سالها در ذهن مخاطب باقی بماند.
🥁 ویژگیهای شاخص مشکاتیان
سنتورنوازی بسیار شخصی و قابل تشخیص
توجه ویژه به ریتم
چهارمضرابهای پرتحرک
ملودیهای ماندگار
آهنگسازی برای گروههای ایرانی
استفاده خلاقانه از وزن و ساختار
ارتباط بسیار خوب با شعر و آواز
محمود خوشنام درباره تحول سنتورنوازی معتقد بود که مسیر تغییر از دورههای قدیمیتر، با پایور وارد مرحله تازهای شد و مشکاتیان آن را به اوج رساند.
به همین دلیل، وقتی درباره تأثیر مشکاتیان بر سنتورنوازی ایران صحبت میکنیم، نمیتوان فقط از تکنیک حرف زد؛ مسئله اصلی، شکل گرفتن یک زبان اجرایی تازه برای سنتور است.
حسین علیزاده از این سه نفر شاید بیش از همه با تجربهگری و جستوجوی مداوم برای امکانات تازه شناخته شود.
او در تار و سهتار به دنبال این نبود که فقط همان چیزی را که از نسلهای قبل به ارث رسیده، با کیفیت بهتر اجرا کند.
یکی از نگاههای مهمی که درباره نوآوری علیزاده مطرح شده، این است که او نمیخواست صرفاً شیوه مضرابزدن نسلهای قبل را تکرار کند؛ در عین حال، این تجربهگرایی از شناخت جدی او از ردیف و موسیقی دستگاهی جدا نبود.
نمونه بسیار مهم این رویکرد را میتوان در آثاری مانند ترکمن دید؛ اثری که شیوه جملهپردازی و نوازندگی سهتار در آن برای بسیاری از نوازندگان و شنوندگان، تجربهای متفاوت بود.
🎼 ویژگیهای شاخص علیزاده
تجربهگرایی
جملهبندی متفاوت
استفاده گسترده از ظرفیتهای تار و سهتار
توجه ویژه به ریتم و فرم
آهنگسازی متفاوت
ترکیب سنت و نگاه معاصر
تجربه در موسیقی فیلم و فرمهای جدید
به همین دلیل، اگر مشکاتیان سنتور را با زبان خودش گسترش داد، علیزاده تلاش کرد زبان تار و سهتار و حتی ساختار موسیقی ایرانی را دوباره تعریف کند.
یکی از مهمترین نقاط مشترک این سه نفر، چیزی است که در موسیقی ایرانی بسیار ارزشمند است:
امضای شخصی.
ممکن است چند نوازنده یک دستگاه یا حتی یک گوشه را اجرا کنند، اما نتیجه کاملاً متفاوت باشد.
این تفاوت فقط از تکنیک نمیآید.
نوع انتخاب نت، مکث، شدت صدا، مضراب، جملهبندی، سرعت، سکوت و حتی نحوه پایان دادن به یک جمله، به نوازنده شخصیت میدهد.
در مورد این سه نفر، این شخصیت بسیار پررنگ بود.
اگر لطفی را بشنویم، معمولاً فضای خاص نوازندگی او را میتوان تشخیص داد.
اگر مشکاتیان را بشنویم، صدای شفاف و پرتحرک سنتور و جملههای مخصوص او سریع جلب توجه میکند.
و در نوازندگی علیزاده، ساختار جملهها و نوع برخورد او با تار و سهتار میتواند بسیار سریع قابل تشخیص باشد.
این سؤال زیاد مطرح میشود، اما پاسخ دقیقی ندارد.
چون این سه نفر اساساً یک کار را انجام نمیدادند.
اگر کسی عاشق بداههنوازی عمیق و سنتمحور باشد، احتمالاً با لطفی ارتباط متفاوتی برقرار میکند.
اگر ملودی، سنتور و موسیقی گروهی برای کسی جذابتر باشد، احتمالاً مشکاتیان برایش برجستهتر خواهد بود.
و اگر تجربهگرایی، فرمهای تازه و امکانات متفاوت ساز ایرانی جذاب باشد، احتمالاً آثار علیزاده بیشتر توجه او را جلب میکند.
بنابراین بهتر است به جای سؤال «چه کسی بهتر بود؟» بپرسیم:
هرکدام چه چیزی به موسیقی ایرانی اضافه کردند؟
محمدرضا لطفی
به نسل بعد یادآوری کرد که بدون شناخت عمیق سنت، بداههپردازی واقعی شکل نمیگیرد.
پرویز مشکاتیان
نشان داد که سنتور میتواند هم ساز تکنیکی باشد، هم ساز آهنگسازانه و هم یکی از مهمترین صداهای گروه موسیقی ایرانی.
حسین علیزاده
نشان داد که شناخت سنت نباید مانع تجربه و نوآوری شود.
این سه نگاه در کنار هم، بخش مهمی از چهره موسیقی ایرانی معاصر را ساختهاند.
نکته جالب این است که این سه نفر را نباید کاملاً جدا از هم تصور کرد.
آنها در یک فضای تاریخی و فرهنگی مشترک رشد کردند و در دورهای مهم از تحول موسیقی ایرانی کنار یکدیگر فعالیت داشتند. در جریان چاووش نیز نام هر سه در کنار چهرههایی مانند محمدرضا شجریان دیده میشود.
حتی در برخی روایتها و نوشتهها، از آنها به عنوان سه چهره مهم آهنگسازی و نوازندگی آن نسل یاد شده است.
اما مسیر هنریشان بهتدریج از یکدیگر فاصله گرفت.
همین موضوع باعث شد موسیقی ایرانی به جای یک صدای واحد، با چند زبان شخصی و متفاوت روبهرو شود.
اگر بخواهیم تمام بحث را خیلی ساده کنیم:
لطفی بیشتر با سنت، بداهه و بیان درونی شناخته میشود. 🎸
مشکاتیان بیشتر با سنتور، ریتم، ملودی و آهنگسازی ماندگار شناخته میشود. 🎹
علیزاده بیشتر با تجربهگرایی، نوآوری و گسترش زبان موسیقی ایرانی شناخته میشود. 🎼
اما شاید مهمتر از تفاوت آنها، وجه مشترکشان باشد:
هیچکدام صرفاً به تقلید از نسل قبل اکتفا نکردند.
هر سه، موسیقی ایرانی را به شکل متفاوتی شناختند و بعد تلاش کردند صدای شخصی خودشان را درون آن پیدا کنند.
و شاید همین مهمترین درسی باشد که میتوان از لطفی، مشکاتیان و علیزاده گرفت:
استاد شدن فقط به معنی خوب نواختن نیست؛ یعنی آنقدر موسیقی را بشناسی که در نهایت بتوانی با صدای خودت حرف بزنی. 🎵