مجله اکتاواز
تأثیر یادگیری موسیقی بر کودکان؛ بررسی علمی رشد شناختی، عاطفی و مهارتی
تهیه و ویرایش: اکتاواز
یادگیری موسیقی چه تأثیری بر مغز کودکان دارد؟
هنگام یادگیری موسیقی، کودک باید چند فعالیت را همزمان انجام دهد: صدا را بشنود، آن را با الگوی درست مقایسه کند، حرکات بدن یا انگشتان را کنترل کند و ترتیب نتها و ریتم را به خاطر بسپارد.
این فرایند میتواند مهارتهایی مانند توجه، حافظه کاری، کنترل پاسخ و انعطافپذیری شناختی را درگیر کند.
یک فراتحلیل جدید شامل ۴۶ مطالعه و ۳۵۳۰ کودک نشان داد که آموزش موسیقی با بهبود عملکردهای اجرایی کودکان ارتباط دارد و اندازه اثر کلی آن در محدوده کوچک قرار داشت. بیشترین اثر در این مطالعه مربوط به کنترل مهاری، سپس حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی بود.
تأثیر موسیقی بر حافظه و تمرکز کودکان
یادگیری موسیقی مستلزم به خاطر سپردن توالی نتها، ریتمها، الگوهای صوتی و حرکات است. کودک هنگام تمرین باید برای مدت مشخصی توجه خود را روی یک فعالیت حفظ کند و اشتباهات خود را اصلاح کند.
یک مرور نظاممند و فراتحلیل در کودکان پیشدبستانی نشان داد که آموزش موسیقی میتواند حافظه کاری و برخی دیگر از مؤلفههای عملکرد اجرایی را بهبود دهد. در این پژوهش، اثر موسیقی بر حافظه کاری و کنترل مهاری معنادار گزارش شد.
البته این یافته به معنای آن نیست که هر نوع کلاس موسیقی یا هر مقدار تمرین، الزاماً چنین نتیجهای ایجاد میکند.
آیا موسیقی باعث افزایش هوش کودک میشود؟
این ادعا که «آموزش موسیقی کودک را باهوشتر میکند» بیش از حد سادهانگارانه است.
برخی پژوهشها ارتباط میان آموزش موسیقی و عملکردهای شناختی را نشان دادهاند، اما این موضوع با افزایش عمومی IQ یا هوش به یک اندازه نیست.
بهتر است بگوییم:
یادگیری موسیقی میتواند برخی مهارتهای شناختی و اجرایی را تقویت کند، اما نباید آن را یک روش قطعی برای افزایش هوش عمومی دانست.
تأثیر آموزش موسیقی بر مهارتهای عاطفی و اجتماعی
موسیقی فقط فعالیتی ذهنی نیست. کودک هنگام خواندن، نواختن ساز یا فعالیت گروهی، احساسات خود را نیز تجربه و بیان میکند.
کلاسهای گروهی موسیقی میتوانند فرصتهایی برای:
• همکاری با دیگران؛
• گوش دادن و نوبت گرفتن؛
• هماهنگی گروهی؛
• تجربه موفقیت؛
• افزایش مسئولیتپذیری؛
• و بیان احساسات
فراهم کنند.
بهخصوص زمانی که آموزش موسیقی بهصورت گروهی انجام شود، کودک یاد میگیرد عملکرد خود را با دیگران هماهنگ کند.
نقش موسیقی در افزایش تمرکز و کنترل رفتار
یکی از مهارتهای مهمی که در یادگیری موسیقی مورد استفاده قرار میگیرد، کنترل توجه و پاسخ است.
برای مثال، کودک هنگام نواختن یک قطعه باید منتظر زمان مناسب ورود خود باشد، سرعت را حفظ کند و در برابر حواسپرتی مقاومت کند.
پژوهشهای انجامشده روی کودکان پیشدبستانی نیز شواهدی از بهبود کنترل مهاری پس از آموزش موسیقی ارائه کردهاند.
این موضوع میتواند یکی از دلایل مهم قرار گرفتن موسیقی در برنامههای آموزشی کودکان باشد.
آیا یادگیری ساز برای همه کودکان مناسب است؟
اصل یادگیری موسیقی میتواند برای بسیاری از کودکان مفید باشد، اما نوع آموزش باید متناسب با سن و ویژگیهای کودک باشد.
برای کودکان کمسن، بازیهای موسیقایی، آواز، ریتم، حرکت و فعالیتهای شنیداری ممکن است مناسبتر از آموزش فشرده و رسمی ساز باشد.
با افزایش سن میتوان آموزش ساز، نتخوانی و تمرین ساختاریافته را به تدریج بیشتر کرد.
هدف در سالهای ابتدایی نباید صرفاً تولید یک نوازنده ماهر باشد؛ بلکه ایجاد علاقه، تجربه مثبت و عادت درست یادگیری اهمیت زیادی دارد.
آیا اجبار کودک به تمرین نتیجه خوبی دارد؟
اجبار شدید میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
یادگیری موسیقی به تمرین نیاز دارد، اما اگر کودک موسیقی را فقط با فشار، تنبیه یا مقایسه با دیگران تجربه کند، ممکن است علاقه او کاهش پیدا کند.
بهتر است والدین و مربیان میان نظم و اجبار تفاوت قائل شوند.
کودک باید به تمرین عادت کند، اما در عین حال احساس کند موسیقی فعالیتی ارزشمند و لذتبخش است.
بهترین سن برای شروع آموزش موسیقی چه زمانی است؟
نمیتوان یک سن واحد را بهعنوان «بهترین سن قطعی» برای همه کودکان تعیین کرد.
آموزش موسیقی را میتوان از سالهای ابتدایی زندگی با آواز، بازیهای ریتمیک و فعالیتهای شنیداری آغاز کرد و بعداً آموزش رسمیتر ساز را متناسب با آمادگی کودک ادامه داد.
مهمتر از سن دقیق شروع، کیفیت آموزش، تناسب روش با سن کودک و استمرار فعالیت است.
نقش والدین در یادگیری موسیقی کودک
والدین نقش مهمی در استمرار آموزش دارند. حمایت والدین میتواند شامل ایجاد زمان مشخص برای تمرین، فراهم کردن محیط مناسب و تشویق کودک باشد.
اما بهتر است والدین از مقایسه کودک با دیگران خودداری کنند.
جملههایی مانند:
«ببین دوستت چقدر بهتر میزند»
معمولاً به اندازه تشویق پیشرفت شخصی کودک مفید نیست.
بهتر است گفته شود:
«نسبت به ماه قبل چه چیزهایی را بهتر یاد گرفتهای؟»
آموزش موسیقی را میتوان از سالهای ابتدایی زندگی با آواز، بازیهای ریتمیک و فعالیتهای شنیداری آغاز کرد و بعداً آموزش رسمیتر ساز را متناسب با آمادگی کودک ادامه داد.
مهمتر از سن دقیق شروع، کیفیت آموزش، تناسب روش با سن کودک و استمرار فعالیت است.
نقش والدین در یادگیری موسیقی کودک
والدین نقش مهمی در استمرار آموزش دارند. حمایت والدین میتواند شامل ایجاد زمان مشخص برای تمرین، فراهم کردن محیط مناسب و تشویق کودک باشد.
اما بهتر است والدین از مقایسه کودک با دیگران خودداری کنند.
جملههایی مانند:
«ببین دوستت چقدر بهتر میزند»
معمولاً به اندازه تشویق پیشرفت شخصی کودک مفید نیست.
بهتر است گفته شود:
«نسبت به ماه قبل چه چیزهایی را بهتر یاد گرفتهای؟»
این نوع نگاه، توجه کودک را از رقابت به رشد شخصی منتقل میکند.
جمعبندی
تأثیر یادگیری موسیقی بر کودکان فقط به توانایی نواختن یک ساز محدود نمیشود. پژوهشها نشان میدهند آموزش موسیقی میتواند با رشد برخی عملکردهای اجرایی مانند کنترل مهاری، حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی ارتباط داشته باشد.
بااینحال، نباید از موسیقی انتظار داشت که بهتنهایی هوش، موفقیت تحصیلی یا شخصیت کودک را متحول کند. نتیجه مطلوب زمانی حاصل میشود که آموزش موسیقی متناسب با سن، منظم، باکیفیت و همراه با تجربهای مثبت باشد.
در نهایت، ارزش آموزش موسیقی برای کودک فقط در این نیست که او روزی یک نوازنده حرفهای شود؛ بلکه موسیقی میتواند فرصتی برای شنیدن دقیق، تمرکز کردن، به خاطر سپردن، هماهنگ شدن، ابراز احساسات و تجربه لذت از یادگیری فراهم کند.