مجله اکتاواز

جلال ذوالفنون چطور سه‌تار را بین مردم محبوب کرد؟

تهیه و ویرایش: اکتاواز

جلال ذوالفنون چطور سه‌تار را بین مردم محبوب کرد؟
اگر امروز از یک نفر بپرسیم سه‌تار چیست؟ احتمالاً خیلی‌ها تصویری از ساز ظریف و کوچکی دارند که صدایی آرام، صمیمی و متفاوت دارد. اما سه‌تار همیشه تا این اندازه در میان مردم شناخته‌شده و محبوب نبود.

در بخش مهمی از تاریخ معاصر موسیقی ایران، سه‌تار بیشتر سازِ خلوت، محفل‌های کوچک و نوازندگی شخصی بود. جلال ذوالفنون یکی از مهم‌ترین هنرمندانی بود که کمک کرد این ساز از فضای محدود خودش بیرون بیاید و به گوش تعداد بسیار بیشتری از مردم برسد.

اما;
جلال ذوالفنون چطور سه‌تار را بین مردم محبوب کرد؟

جلال ذوالفنون چه تغییری در سه‌تارنوازی ایجاد کرد؟

ذوالفنون از ابتدا فقط سه‌تارنواز نبود و در هنرستان موسیقی با سازهایی مانند تار و ویولن نیز آشنا شد. بعدها با استادانی مانند نورعلی برومند، داریوش صفوت، ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی، یوسف فروتن و سعید هرمزی ارتباط آموزشی داشت.

از حدود سال ۱۳۴۶، فعالیت او بیش از گذشته روی سه‌تار متمرکز شد و به‌تدریج این ساز به ساز اصلی او تبدیل شد.

این انتخاب اهمیت زیادی داشت.

در دوره‌ای که چندسازنوازی می‌توانست نشانه‌ای از توانایی یک نوازنده باشد، ذوالفنون تصمیم گرفت تمرکز جدی خود را روی سه‌تار بگذارد. خودش نیز بعدها توضیح داده بود که ظرافت و حال‌وهوای سه‌تار را بیشتر با روحیه و نگاه خودش هماهنگ می‌دید.

همین تمرکز طولانی‌مدت کمک کرد تا برای سه‌تار یک هویت نوازندگی مشخص و قابل تشخیص شکل بگیرد.

گل صدبرگ؛ نقطه عطف محبوبیت سه‌تار

اگر قرار باشد فقط یک اثر را در پاسخ به این سؤال نام ببریم که چه چیزی باعث شد سه‌تار بین مردم بیشتر شناخته شود؟ احتمالاً باید از «گل صدبرگ» نام برد.

همکاری جلال ذوالفنون و شهرام ناظری در این اثر، سه‌تار را به گوش مخاطبان بسیار بیشتری رساند.

در «گل صدبرگ»، سه‌تار فقط یک ساز فرعی در کنار آواز نبود؛ صدای آن بخش مهمی از فضای موسیقایی اثر را تشکیل می‌داد. این موضوع باعث شد شنونده‌ای که شاید پیش از آن توجه چندانی به سه‌تار نداشت، با صدای این ساز ارتباط برقرار کند.

بعد از آن، «آتش در نیستان» نیز همکاری ذوالفنون و شهرام ناظری را ادامه داد و نقش مهمی در شناخته‌شدن بیشتر صدای سه‌تار داشت.

چرا «گل صدبرگ» برای سه‌تار مهم بود؟

یکی از نکات مهم در کار ذوالفنون این بود که سه‌تار را فقط برای تک‌نوازی‌های خلوت به کار نگرفت.

او نشان داد که می‌توان از سه‌تار در یک اثر موسیقایی با مخاطب گسترده نیز استفاده کرد و قابلیت‌های صوتی آن را در یک فضای گروهی و ضبط‌شده به نمایش گذاشت. برخی تحلیل‌ها «گل صدبرگ» را از نقاط عطف حضور سه‌تار در موسیقی آوازی و گروهی آن دوره دانسته‌اند.

این اتفاق از نظر اجتماعی هم مهم بود.

وقتی مردم یک ساز را بارها در یک اثر محبوب می‌شنوند، احتمال اینکه درباره آن کنجکاو شوند و حتی به سراغ یادگیری آن بروند بیشتر می‌شود.

سبک نوازندگی جلال ذوالفنون چه ویژگی‌ای داشت؟

یکی از دلایل محبوبیت سه‌تار ذوالفنون، سبک شخصی او بود.

در توصیف‌هایی که از شیوه نوازندگی او شده، به استفاده پررنگ‌تر از مضراب‌های چپ و راست، جمله‌های کوتاه و واضح، تأکید بر تضادهای زیر و بم و استفاده از ظرفیت‌های مختلف صوتی سه‌تار اشاره شده است.

اما شاید مهم‌تر از همه این بود که نوازندگی او برای شنونده قابل دنبال کردن بود.

او قرار نبود تمام پیچیدگی‌های ردیف را در هر جمله به نمایش بگذارد. بخشی از موسیقی او بر ملودی، تکرار، فضای صوتی و ارتباط مستقیم با شنونده استوار بود.

به همین دلیل، مخاطبی که دانش تخصصی موسیقی نداشت نیز می‌توانست با صدای سه‌تار او ارتباط برقرار کند.

جلال ذوالفنون سه‌تار را به یک ساز «شنیدنی» تبدیل کرد

یکی از مشکلات سه‌تار این بود که صدای آن نسبت به بسیاری از سازهای ایرانی ظریف و کم‌حجم است.

در اجرای زنده و به‌خصوص در دوره‌ای که امکانات صوتی محدودتر بود، این موضوع می‌توانست حضور سه‌تار را دشوار کند.

اما با استفاده از فناوری ضبط و تقویت صدا، امکان شنیده‌شدن بهتر سه‌تار در آثار ضبط‌شده فراهم شد. این مسئله در کنار شیوه نوازندگی ذوالفنون کمک کرد تا سه‌تار از یک ساز صرفاً خلوت به سازی تبدیل شود که می‌تواند نقش جدی‌تری در یک اثر موسیقایی داشته باشد.

همکاری با شهرام ناظری چه نقشی داشت؟

نمی‌توان درباره محبوبیت سه‌تار ذوالفنون صحبت کرد و نقش شهرام ناظری را نادیده گرفت.

صدای ناظری، شعرهای عرفانی و فضای موسیقایی آثار مشترک این دو هنرمند، زمینه‌ای فراهم کرد که صدای سه‌تار به شکل گسترده‌تری شنیده شود.

«گل صدبرگ» و «آتش در نیستان» فقط مجموعه‌ای از قطعات برای علاقه‌مندان حرفه‌ای موسیقی ایرانی نبودند؛ این آثار توانستند با طیف وسیع‌تری از شنوندگان ارتباط برقرار کنند.

در واقع، سه‌تار ذوالفنون و آواز شهرام ناظری در این آثار به نوعی مکمل یکدیگر شدند.

آموزش سه‌تار؛ بخش مهم دیگری از میراث ذوالفنون

محبوبیت یک ساز فقط با اجرای چند اثر ایجاد نمی‌شود. برای اینکه مردم واقعاً به سراغ یک ساز بروند، باید مسیر یادگیری آن نیز در دسترس باشد.

ذوالفنون در این زمینه هم فعالیت جدی داشت.

او در زمینه آموزش سه‌تار کتاب‌ها و روش‌های آموزشی متعددی منتشر کرد و سال‌ها به تدریس این ساز پرداخت. برخی منابع، نقش آثار آموزشی او را در گسترش علاقه جوانان به سه‌تار بسیار مهم دانسته‌اند.

به این ترتیب، مسیری شکل گرفت که می‌توان آن را این‌طور خلاصه کرد:

شنیدن سه‌تار → علاقه‌مند شدن → تهیه ساز → شروع یادگیری → ادامه نوازندگی

این زنجیره برای فراگیر شدن یک ساز بسیار مهم است.

چرا بعد از ذوالفنون خیلی‌ها سراغ سه‌تار رفتند؟

وقتی «گل صدبرگ» و دیگر آثار شناخته‌شده ذوالفنون شنیده شدند، سه‌تار برای بسیاری از جوانان دیگر فقط یک ساز ناشناخته و مهجور نبود.

حتی برخی نوازندگان سه‌تار نسل‌های بعد، علاقه اولیه خود به این ساز را تحت تأثیر شنیدن نوازندگی ذوالفنون دانسته‌اند. در روایت‌های منتشرشده از شاگردان و همکاران او نیز بر تأثیر آثار و شیوه نوازندگی او بر نسل جوان تأکید شده است.

این همان نقطه‌ای است که می‌توان گفت ذوالفنون فقط سه‌تار نمی‌زد؛ برای سه‌تار مخاطب می‌ساخت.

آیا جلال ذوالفنون تنها دلیل محبوبیت سه‌تار بود؟

خیر.

این نکته مهم است که محبوبیت سه‌تار را به یک نفر نسبت ندهیم.

پیش از ذوالفنون، هنرمندانی مانند احمد عبادی، یوسف فروتن و سعید هرمزی نقش مهمی در حفظ و گسترش سنت سه‌تارنوازی داشتند و ذوالفنون نیز از تجربه و آموزش برخی از این استادان بهره برد.

اما تفاوت مهم ذوالفنون در این بود که توانست سه‌تار را در قالبی قرار دهد که با مخاطب گسترده‌تر و فضای موسیقی معاصر زمان خودش ارتباط برقرار کند.

بنابراین بهتر است بگوییم او یکی از مهم‌ترین چهره‌های گسترش محبوبیت عمومی سه‌تار در دوره معاصر بود، نه اینکه محبوبیت این ساز را به تنهایی به وجود آورده باشد.

تأثیر جلال ذوالفنون بر سه‌تارنوازی امروز

امروز سه‌تار یکی از سازهای شناخته‌شده موسیقی ایرانی است و هنرجویان زیادی آن را برای شروع موسیقی انتخاب می‌کنند.

بخشی از این جایگاه را می‌توان نتیجه فعالیت نسل‌های مختلف سه‌تارنواز دانست؛ اما سهم جلال ذوالفنون در این میان بسیار پررنگ است.

او سه‌تار را از فضای محدود محافل تخصصی بیرون آورد، صدای آن را به گوش مخاطبان بیشتری رساند، برای آن آثار آموزشی و اجرایی تولید کرد و سبک شخصی خودش را به نسل‌های بعد منتقل کرد.

به همین دلیل، وقتی درباره تاریخ سه‌تار در موسیقی معاصر ایران صحبت می‌کنیم، نام جلال ذوالفنون را نمی‌توان نادیده گرفت.

جمع‌بندی؛ جلال ذوالفنون چطور سه‌تار را محبوب کرد؟

جلال ذوالفنون سه‌تار را از صفر محبوب نکرد؛ این ساز پیش از او نیز استادان و مخاطبان خودش را داشت.

اما او کاری کرد که سه‌تار بیشتر شنیده شود، بیشتر دیده شود و بیشتر نواخته شود.

مهم‌ترین عوامل تأثیر او را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • تمرکز حرفه‌ای و طولانی‌مدت روی سه‌تار

  • ایجاد یک سبک شخصی در سه‌تارنوازی

  • همکاری با خوانندگانی مانند شهرام ناظری

  • نقش‌آفرینی در آثار ماندگاری مانند گل صدبرگ و آتش در نیستان

  • استفاده مؤثر از امکانات ضبط و تقویت صدای سه‌تار

  • تدوین آثار و روش‌های آموزشی برای سه‌تار

  • ایجاد ارتباط میان موسیقی دستگاهی و سلیقه مخاطب گسترده‌تر

شاید به همین دلیل باشد که وقتی امروز نام سه‌تار و جلال ذوالفنون را کنار هم می‌شنویم، این دو برای چند نسل از علاقه‌مندان موسیقی ایرانی تقریباً جدایی‌ناپذیر به نظر می‌رسند.

ذوالفنون فقط یک نوازنده مهم سه‌تار نبود؛ او به این ساز کمک کرد تا از یک ساز خلوت، به صدایی آشنا برای بخش بزرگی از مردم تبدیل شود.